تبليغاتX
عشق من....







* نويسنده *تنهاترين تنهاي دنياي تنهايي



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان









بازهم بازگشتم ...
بازگشت به مسیری که ای کاش ترکش نمی کردم ، و صد افسوس که کردم .
هزاران بار خواندم و تو گفتی که مسیرم را گم مکنم که هدف جز دراین سیر نیست ، اما ... مرکب غرورم را افسار گسیخته تازاندم و تو نیز دم مزدی ، که گر این بار نیز ناجیم بودی شاید دگر باری نبود تا این کودک لجباز خوب را از بدان دریابد.

حال بازگشتم ...
پشت درب ایستاده ام ...
دربی از شرم ورود ، شرم از رویت که ماه جلوه ای از اوست ، شرم از آنچه می دانستم بد است و کردم ، و حال دوازه ای ساخته در بر رویم.
اما کلیدی دارم ، در عمق روحم ، درست در کنار آن شالوده ی سپید که ارزشمندترین هدیه ی توست ، صدایی طنین انداخته :
برو ، اِنََّکَ اَلرحَمَن اَلرحِمین ...

درب گشوده می شود ، قدمی به جلو می آیم ، نور محض است ، آمدم ...
کودک شرمگینت را در آغوش بگیر.

 متنی از: تنهاترين تنهای دنيای تنهايی



[+] نوشته شده توسط تنهاترین تنهای دنیای تنهایی(F) در 10:51 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com

BLOGFA.COM
کدهای خفن جاوا اسکریپت