تبليغاتX
عشق من....







* نويسنده *تنهاترين تنهاي دنياي تنهايي



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان







برای تو می نویسم که تنها مسیر سبز زندگیم بودی !

و امروز چه هوا گرفته بود ...

آفتاب مي تابيد ولي آسمان مملو از ابر سياه بود ؛

خورشيد سوزان، مقتدر مي درخشيد اما سرما تا ته قلبها نفوذ مي كرد ؛

باد گرمي مي وزيد ولي برف سرد همچنان تن خاطره ها را پوشانده بود ؛

هوا پاك و تميز بود ولي چشمانم چيزي در روبرو نمي ديد .

 

امروز بار ديگر از فراز قله دل گرمي به عمق چاه دلتنگي سقوط كردم و در خود شكستم .

چه قله مرتفعي بود !  به بلندي روز هاي دوري از تو ...

و چه سريع اتفاق افتاد !  به كوتاهي لحظات با هم بودن .

 

اي كاش حرفهايت بود تا دوباره در تاريكي اين چاه ، شمع و جراتي برايم مي شد ...

كاش صدايت بود و چون گذشته آرامشم مي داد ...

و اي كاش دست گرمت بود و دگر بار ريسمان نجاتم مي شد ،

ولي افسوس كه نيست و ديگر نخواهد بود .

 

پس چاره اي نيست به جز انتظار ...

بايد منتظر كاروان ناجي يوسف از دل چاه ماند ، كارواني كه قافله سالارش شانس است ، اما ...

شنيده ام كه اين كاروان تنها يك بار از بر دل هر كس عبور مي كند ،

و من مدتي پيش ، زماني كه تو را يافتم قافله سالار اين كاروان به ديدنم آمده بود.

اما صد افسوس كه طوفان شن اين شوره زار دستت را از دستم جدا ، و مرا در كوير دلم گم كرد.

اي كاش مي شد به گذشته بازگشت و همانجا توقف كرد ...

 


[+] نوشته شده توسط تنهاترین تنهای دنیای تنهایی(F) در 22:59 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com

BLOGFA.COM
کدهای خفن جاوا اسکریپت