|
..:: شب ذره ذره آفتاب مي شود ::..
يك نفر دلش شكسته بود
توي ايستگاه استجابت دعا منتظر نشسته بود
منتظر ولي ، دعاي او دير كرده بود
او خبر نداشت ، كه دعاي كوچكش توي چهار راه آسمان پشت يك چراغ قرمز شلوغ گير كرده بود
ونشست و باز هم نشست ، روزها يكي يكي از كنار او گذشت
روي هيچ چيز و هيچ جا از دعاي او اثر نبود
هيچ كس از مسير رفت و آمد دعاي او با خبر نبود
با خودش فكر كرد پس دعاي من كجاست؟
او چرا نمي رسد؟
شايد اين دعا راه را اشتباه رفته است!
پس بلند شد ، رفت
تا به آن دعا راه را نشان دهد
رفت تا كه پيش از آمدن براي او دست دوستي تكان دهد
رفت
پس چراغ چهار راه آسمان سبز شد
رفت و با صداي رفتنش كوچه هاي خاكي زمين ، جاده هاي كهكشان سبز شد
او از اين طرف دعا ، از آنطرف در ميان راه
با هم آن دو روبرو شدند
از صميم قلب گرم گفتگو شدند....
برف ها كم كم آب مي شود ، شب ذره ذره آفتاب مي شود و دعاي هر كسي رفته رفته توي راه مستجاب مي شود

..:: دو ركعت نماز صبح عشق ::..
بسم الله الرحمن الرحيم
مي خوانم قربتا" الي قلبك
هزار آفتاب گردان پشت سرم تكبير مي گويند الله اكبر الله اكبر
تكبيرة الاحرام، الحمدالله براي آفرينش چشمانت ، الحمدالله براي برق نگاهت ، الحمدالله به خاطر يا رحمن و يا رحيم
خودم را سپردم به تو ،تويِ اين همه دل رعشه اهدنا الصراط المستقيم، صراطي از صراط تو مستقيم تر است مگر؟!!!
پس اگر بخواهد هدايت شده ام
صراط الذين آي سيب درشت عطر آگين ترين نعمت خدا، اگر تو با من باشي ديگر مد هيچ ضاليني به من نمي چسبد
قل هو الله احد بگو ، بگو بگو عشق يكيست بگو عشق يكيست
الله الصمد بگو ، بگو بگو عشق بي نياز از ماست اما من وتو به او محتاجيم
لم يلد ولم يولد بگو ، بگو بگو عشق حاصل جمع من و تو نيست ، عشق دريايي است كه من و تو تويش غرق مي شويم
ولم يكن له كفون احد و عشق بي شريك ترين حس شادمانه دنياست
قسم به خداي احدو واحد الله اكبر
خم مي شوم زير بار اين همه حرف هاي عاشقانه ، واژه ها موج مي شوند ، زيبا ترين جملات عقيم مي مانند
سبحان الله چه آفتابي است، سبحان الله چه باراني است، سبحان الله چه برفي است .
وتبارك الله الاحسن الخالقين
تمام نيرويم را جمع مي كنم تا فرياد عشقم به گوش تو برسد سمع الله لمن حمده
از نا مي روم از نا مي روم ، به خاك مي افتم به خاك مي افتم
سبحان الله سبحان الله سبحان الله
چشمانم خيس مي شود ، سجاده رنگ خون مي گيرد ، چشمم سياهي مي رود ، مي نشينم روي دو زانوي لرزانم
شهادت مي دهم شهادت مي دهم كه خدا چيزي جز عشق نيست ، شهادت مي دهم كه محمد نيز فرستاده ي عشق است ، شهادت مي دهم كه دارم شهيد مي شوم
سلام سلام بر دلم كه دارد پر پر مي زند ، سلام بر همه ي آنها كه عشق را رحمت خدا مي دانند ، سلام بر گيسوان تو گيسوان تو تو كه بافته ي دستان خداست
الله اكبر الله اكبر الله اكبر
آخ گمانم حالتي رفت كه محراب به فرياد آمد . فقط يكي، يكي به من بگويد اينجا هم شك بين يك و دو باطل است، باطل است يا نه؟!!!.........

|