تبليغاتX
عشق من....







* نويسنده *تنهاترين تنهاي دنياي تنهايي



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان







فدای چشمات با صدای رسا....

فدای چشمات اگه چشمام بارونیه

فدای چشمات اگه گریم پنهونیه

فدای چشمات اگه هنوز پریشونم به خاطر تو


فدای چشمات تلخی لحظه های من

فدای چشمات لرزیدن صدای من

فدای چشمات اگه خراب و داغونم بخاطر تو

بی تو تموم میشه کارم

خیلی دوست دارم

منو نمی خوای

بی تو

تموم میشه رویام

ویرون می شه دنیام

چرا نمیای؟

بی تو

ستاره ها کورند

خاطره ها دورند

منو نمی خوای


بی تو

شبای من تاره

چشمات و کم داره

چرا نمی یای؟

بی تو تموم میشه کارم

خیلی دوست دارم

منو نمی خوای

بی تو

تموم میشه رویام

ویرون می شه دنیام

چرا نمیای؟
             
 
 
 
 
 
 

  • يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم

 

 

 

صدای عشق

 

 

 

 


[+] نوشته شده توسط تنهاترین تنهای دنیای تنهایی(F) در 21:11 | |







..:: قسم ::..

قسم به اه نرم و خیس ساحل

 

قسم به ارزوی پاک دریا

 

قسم به ابتدای شعر پرواز

 

قسم به انتهای باغ دنیا

 

تو چون یک واژه ی نیلوفری رنگ

 

میان دفتر دل ماندگاری

 

اگر شهر نگاهت فرصتی داشت

 

به یادم باش در هر روزگاری

 

 

رفتی و بی تو نام نجابت غریب شد

 

دل مرد و سرزمین شکفتن عجیب شد

 

رفتی و بی تو ترجمه ی تلخ زندگی

 

در جای جای شهر وجودم سروده شد

 

رفتی و بی تو دفتر کمرنگ یک غروب

 

در کوچه های ابی چشمم گشوده شد

 

ای معنی طراوت باران عاطفه

 

بی تو غمی غریب به شهر دلم نشست

 

در پاسخ سوال سراسر نیاز من

 

گفتی که چشمهای مرا جا گذاشتی

 

بعد از عبور ساده ی خود مهربان چه زود

 

دل را میان حادثه تنها گذاشتی

 

رفتی و بغض کرد بدون تو شهر چشم

 

بی تو غروب می کند از دیده ام بهار

 

تا ان زمان که بگذری از کوچه ی دلم

 

ما غرق حسرتیم و هیاهو و انتظار

 

شد بهارو دل من اسیر شهر طوفانی انتظارست

 

حرف قلب من این بوده و هست ان زمان که بیایی

 

بهار است ......بهار است.......

 

قوی دل لحظه ها رو شمرده تا تو از شهر غربت بیایی

 

نبض الاله ها را گرفتم تا که شاید بدانم که کجایی

 

سال تمام شدو من و پونه و تو حبس در بندهای جدایی

 

یک جهان حسرت مهربانی عالمی ارزوی رهایی

 

یادگار تو یک عشق پاک ست توی گلدانی از ارزویم

 

خوب شدمانده این یادگاری تا که گه گاه ان را ببویم

 



[+] نوشته شده توسط تنهاترین تنهای دنیای تنهایی(F) در 21:9 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com

BLOGFA.COM
کدهای خفن جاوا اسکریپت