تبليغاتX
عشق من....







* نويسنده *تنهاترين تنهاي دنياي تنهايي



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان







امروز آغاز زندگی دوبارمه .........16 سال پیش 30 ام تیر ماه ساعت 4.30 پا به این سفینه ی خاکی نهادم ...16 سال زندگی کردم هر سال 30 ام تیر واسم تولدی دبارست ........16 سال زندگی به عشق یک نفر .....کسی که تموم ندگیم و اگه بخواد به پاش می ریزم........کسی که واسم نماد مهربونی...عشق...وفا............

دوستی........مردانگی....صداقت..هر چی بگم بازم کمه.......... کسی که زندگی 16 سالمو اگه به خواد در عرض 16 ثانیه بهش می دم........من زندگی رو با اون می خوام .......فقط ......

پایبندی و استواری و امید زندگی و مدیون  عزیزانم هستم: اول مادرم که امروز به خاطر تموم زحماتی که واسم کشیده و 16 سال منو زیر آغوش خودش بزرگ کرده تشکری بزرگ بکنم (( مامان به خاطر همه زحمت هایی که واسم کشیده به خاطر شیر حلالی که بهم دادی ازت خیلی ممنونم دستای زحمت کشت و که آروم هر وقت که سر رو زانو هات می زارم موهامو ناز میکنی اونقدر آرمشی عجیب بهم دست می ده که بی اختیار خوابم می بره از همین جا می بوسمشون ))دوم: پدرم که که با فراهم اوردن همه ی احتیاجاتم منو به این مرحله از زندگی رسونده سوم داداش سیاوشم که امید زندگی بهم میده و حرفاش آرامبخش زندگیم شده ......بدون اون دریای زندگیم پر از تلاطم . داداش نذار پایان زندگیم نزدیک نزدیکتربشه ...... .

 

 


[+] نوشته شده توسط تنهاترین تنهای دنیای تنهایی(F) در 12:33 | |







 

روزهاو هفته ها از پس هم می گذرندو امید و آرزوهای من درمیان همهمه ای از غبار گم می شود.....دیگرمهرو محبت در دلت گم شده...

دیگر علاقه را گر د باد زمانه ازدل تو ربوده ،محبت قلبت همچون پوپکی با کمترین لرزش از بینمی رود ،دیگر قلبت به یاد من نمی تپد و با درد کسی که به پایت نشست آشنا نیستی

حالا غم سراسر وجودم را فرا گرفتهو در سکوتی کشنده بار این همه نامری را به دوش کشمو تو بر منو روزگار من ریشخند زنی....

اما........

در نبود تو نمی دانم بهار بیرون را باورکنم یا خزان درون را همین قدر می دانم که پس از تو هر چه هست خزان است و خاموشی،هجر است و درد

ولکن هیچ وقت نا امید نخواهم بود

تو آنقدر درس امید و پایمردی به من داده ای که حتی لحظه ای هم فراموش نخواهی شد.....

و به راستی تو همان وجود بی نهایتی و عشق و من هم دوستت خواهم داشت


[+] نوشته شده توسط تنهاترین تنهای دنیای تنهایی(F) در 11:10 | |







 

 

امروز و با ودودم بودم وقتی کنارش می شینم آرامشی بهم دست می ده که تو وصفش نا توانم  همه چی رو فراموش میکنم فقط به خدا و ودود و حرفای داداش سیاوشم فکر می کنم همین.............خیلی به هم ربط دارن

خیلی........

خدایا ودود و فقط به تو می سپارم فقط فقط فقط............به بزرگیت قسم ات میدم که مراقبش باشی

خیلی دوسش دارم ....حاضرم جونمو بهش بدم ولی یه خار تو دستش نره ......حاضرم هر چی حرف واس خاطرش بشنوم حتی اگه سرزنش باشه .................چون ودود و دوسش دارم از هیچی و هیچ کس ترسی ندارم..... حتی اگه بمیرم ......بالاتر از مردنم دیگه چیزی ندارم که به خاطرش از دست بدم.

 

 

 

 

 


[+] نوشته شده توسط تنهاترین تنهای دنیای تنهایی(F) در 20:14 | |







دوست دارم داداش سیاوش

وقتي کسي رو دوس داري

 

وقتي کسي رو دوس داري حاضري جون فداش کني

حاضري دنيا رو بدي فقط يه بار نيگاش کني

 

به خاطرش داد بزني به خاطرش دروغ بگي

رو همه چي خط بکشي حتي رو برگ زندگي

 

وقتي کسي تو قلبته حاضري دنيا بد باشه

فقط اوني که عشقته عاشقي رو بلد باشه

 

قيد تموم دنيا رو به خاطر اون مي زني

خيلي چيزا رو مي شکوني تا دل اونو نشکني

 

حاضري بگذري از دوستاي امروز و قديم

اما صداشو بشنوي شب از ميون دو تا سيم

 

حاضري قلب تو باشه پيش چشاي اون گرو

فقط خدا نکرده اون يه وقت بهت بگه برووووووووو

 

حاضري هر چي دوست نداشت به خاطرش رها کني

حسابتو؛ حسابي از مردم شهر جدا کني

 

حاضري حرف قانونو ساده بذاري زير پات

به حرف اون گوش کني و به حرف قلب باوفات

 

وقتي بشينه به دلت از همه دنيا مي گذري

تولد دوبارته اسمشو وقتي مي بري

 

حاضري جونتو بدي يه خار توي دساش نره

حتي يه ذره گرد و خاک تو معبد چشاش نره

 

حاضري مسخره ت کنن تمام ادماي شهر

اما نبيني اون باهات کرده واسه يه لحظه قهر

 

حاضري که به خاطر خواستن اون ديوونه شي

رو دست مجنون بزني با غصه ها همخونه شي

 

حاضري مردم همشون تو رو با دست نشون بدن

ديوونه هاي دوره گرد واسه تو دست تکون بدن

 

حاضري اعتبار تو به خاطرش خراب کنن

کار تو به کسي بدن جات اونو انتخاب کنن

 

حاضري که بگذري از شهرت و اسم و آبروت

مهم نباشه که کسي نخواد بشينه رو به روت

 

وقتي کسي تو قلبته يه چيز قيمتي داره

ديگه به چشمت نمي ياد اگر که ثروتي داره

 

حاضري بشنوي حتي اگه سرزنشه

به خاطر اون کسي که خيلي برات باارزشه

 

حاضري هر روز سر اون با ادما دعوا کني

غرور تو بشکني و باز خودتو رسوا کني

 

حاضري که به خاطرش پاشي بري ميدون جنگ

عاشق بشي اما بازم بگيري دستت يه تفنگ

 

حاضري هر چي گل داريم دونه به دونه بشمري

بسوزي از تب نگاش اسمشو وقتي مي ياري

 

حاضري هر کي جز اونو ساده فراموش بکني

پشت سرت هر چي مي گ چيزي نگي گوش بکني

 

حاضري هر چي که داري بيان و از تو بگيرن

پرنده هاي شهرتون دونه به دونه بميرن

 

حاضري که بگذري از مقررات و دين و درس

وقتي کسي رو دوس داري معني نمي ده ديگه ترس

 

وقتي کسي رو دوس داري صاحب کلي ثروتي

نذار از دستت بره اين گنج خيلي قيمتي....

 

و اين گنج قيمتي من كسي نیست جز داداش سياوش ام


[+] نوشته شده توسط تنهاترین تنهای دنیای تنهایی(F) در 20:36 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com

BLOGFA.COM
کدهای خفن جاوا اسکریپت